و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من …..
من خودم هستم و تنهایی و یک حس غریب …..
که به صد عشق و هوس میارزد ……
مثل بارون بهار . زار و زار گریه میکرد
لطفا برای ادامه داستان به ادامه مطلب بروید
مخل ثانیه ها و دقایقت شده ام
گذشته های قشنگت دوباره زنده شده
و در خیال خودم عشق سابقت شده ام
لیاقتیست تو را داشتن _ فرشته من _
دلم خوش است که این بار لایقت شده ام
برای رد شدن از رود تلخ خاطره ها
سوار شو ؛ بگذر تا که قایقت شده ام
و باز قایق دل را به سوی عشق بران
کنون که همدم باد موافقت شده ام
تو یادگار بهاری ؛ درون بوم دلم
تو دشت عاطفه ای و شقایقت شده ام
آهای دختر رویا ، آهای زندگی ام
ببین که آینه ای از علایقت شده ام
برای اینکه مرا حس کنی بصورت اشک
میان چشم تو ؛ همراه هق هقت شده ام
به دل نگیر گناه مرا الهه مهر
مرا ببخش که بد موقع عاشقت شده ام
چگونه توبه کنم از تو ای گناه قشنگ
فاضل نظری